آذربایجان و انتخابات
رضا داغستانی
r_dagistanli@yahoo.com
بدون تعارف بايد پذيرفت كه در آذربايجان مساله انتخابات هميشه جزو مباحث جنجالي بوده است و موافقان و مخالفان با ارائه ديدگاههاي خود به اظهار نظر در خصوص این مساله پرداخته اند. قبل از ورود به بحث لازم است اشاره گردد كه انتخابات در ايران جداي از ضريب آزادي آن، به دو نوع انتخابات محلي (شوراهاي شهر و روستا و مجلس شوراي اسلامي) و سراسري (رياست جمهوري و خبرگان رهبري) تقسيم ميشود و لازم است كه با توجه به شرايط و كاركردهايشان هريك جداگانه مورد بررسي قرار گيرند. اما آنچه كه موضوع اين بحث ميباشد انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی در 24 اسفند سالجاری و موضوع حضور يا عدم حضور (تحريم) در اين جريان سياسي – اجتماعي است.
موضوع تحريم انتخابات و عدم حضور در آن در ايران در بین اپوزیسیونهای داخلی و خارجی، منتقدان و نیروها و جریانهای سیاسی خارج از حاکمیت حالتي تقريبا مرسوم يافته است و نگاهي بر آمار پايين راي دهندگان در مناطق غيرفارس نشين كشور دليلي بر اين مدعاست. البته شايان ذكر است اگر ما ادعا داريم كه در كشور انتخاباتي آزاد در جريان است لذا عدم حضور قشرهايي از مردم در اين جريان سياسي – اجتماعي امري خلاف قانون محسوب نميشود، چراكه حق انتخاب با مردم است و ايشان آزادند و ميتوانند در اين امر شركت نمايند يا شركت ننمايند.
با استناد بر اصول حقوق بشر، قوانین اساسی و جاری و با عنایت به روح آزاد انسان تحریم انتخابات جزو حقوق یک شهروند می باشد و این مساله به معنای معاندت یا دشمنی با حکومت نیست بلکه بعنوان اعتراضی مدنی قابل بحث است. اما با نگاهي بر نوع و شرايط تحريم انتخابات در آذربايجان مشخص ميشود كه در واقع تحريمهاي صورت گرفته كاري عبث و بيهوده و در واقع ناتواني و تسليم در برابر قدرت بوده است نه تلاش جهت كسب قدرت سياسي، چرا كه تا كنون اين تحريمها در انتخابات محلي نتوانسته است كمكي به ملت آذربايجان و احقاق حقوق ملي آنها نمايد. بهرحال با در نظر گرفتن نوع تحريمهاي صورت گرفته ميتوان گفت كه اين امر بيشتر به عافيت طلبي سياسي شبيه بوده است تا يك مبارزه سياسي كه بتواند در راه تامين حقوق ملتي كمك نمايد، حتي اگر دليل تحريم كنندگان انتخابات محلي، نحوه بررسي صلاحيت كانديداها باشد بازهم نميتواند دليلي قانع كننده براي تحريم ساكت انتخابات باشد، چرا كه بايد پذيرفت كه يك گروه يا جريان سياسي كه هدفش كسب قدرت است و يا براي رسيدن به هدفش نيازمند قدرت است، مجبور است از حداقل هاي موجود نهايت استفاده را نمايد و منتظر معجزه نماند، كه يكي از اين حداقلها حضور نظام مند و هدفمند در جریانهای سیاسی کشور همچون انتخابات است كه بستري مناسب براي عرض اندام سياسي و كسب قدرت سياسي و خدمت به ملت خويش است و هم از اين طريق ميتوان شايستگيها و لياقت فرزندان پاك آذربايجان را به اثبات رساند و نيز بطور جدي از دور تسلسل خارج شد و ميزان مشروعيت مردمي مطالبات ملي آذربايجان را افزايش داد و نيز معادلات تازه ايي را در صحنه سياست داخلي شكل داد.
با در نظر گرفتن اعتراضات مدنی ملت آذربایجان در خرداد 1385 و رشد روزافزون شعور ملی در آذربایجان، متاسفانه فعالان و طیفهای حرکت ملی از این پتانسیل بالقوه تاکنون استفاده در خور و شایسته ایی ننموده اند، در عوض افراد و یا طیفها و گروههای سیاسی مرکزگرا با عناوینی همچون دوم خردادیها، مشارکت، راستی ها، اصول گراها و ... در طول انتخابات گذشته ریاست جمهوری و سومین دوره شوراهای شهر و روستا با استفاده از بی توجهی و شاید انفعال فعالان حرکت ملی توانسته اند با شعارهای مردمی تا حدودی رای ملت آذربایجان را کسب کنند. نمونه این مساله در انتخابات ریاست جمهوری آقای مهرعلیزاده بود که بیکباره ((آذربایجان اوغلو)) شد و با تفکری سیاسی توانست علاوه بر کسب آرای دور از انتظار، خود را بعنوان فردی علاقمند به وطن مادری در بین عموم ملت آذربایجان نسبتا تثبیت نماید و ملکه ذهن ملت شود. نمونه دیگر این مساله در انتخابات سال گذشته شورای اسلامی شهر اورمیه بود که ناگهان تعدادی از سیاسیون با تشکیل ائتلافی بنام ((ائل گوجو سئل گوجو)) توانستند 3 نفر را وارد شورای شهر 9 نفری اورمیه نمایند، شایان ذکر است مردم اورمیه قبل از انتخابات هیچ یک از این افراد را با نام آذربایجان نمی شناختند و شاید اکنون نیز اینگونه باشد!
موضوع انتخابات در عین بی تفاوتی یا سهل انگاری های برخی فعالان و گروههای حرکت ملی می رود که تبدیل به دستاویز سیاسیون فعال و یا سیاسیون خانه نشین شده بدل گردد. حرکت ملی آذربایجان و خواسته های انسانی و فضای مانور وسیع سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن که بر اساس اصول حقوق بشر و حقوق بین الملل مطرح است بعنوان سفره ایی پهن مورد توجه تمامی گروههای سیاسی چپی و راستی کشور قرار گرفته است و این توجه نه از برای خدمت به ملت آذربایجان بلکه بخاطر کسب رای بیشتر و به عبارتی بهتر سواستفاده از غفلت صاحبان این سفره پربرکت است.
مساله بسيار مهم و حياتي ديگري كه بايد هميشه مد نظر داشت موضوعات سياسي موجود در غرب آذربايجان و وجود اقلیت مهاجر کردزبان در این منطقه است كه بي شك غفلت از اين موضوع در آينده ما را گرفتار مصائب و مشكلات زيادي خواهد نمود، لذا بايد كوشيد با كسب قدرت سياسي و نفوذ در مراكز قدرت به دفاع از منافع ملي مان پرداخت و بشكلي مسالمت آميزتر و با درايت و تدبير سياسي مسائل را در راستاي سعادت ملي آذربايجان رقم زد. با آنکه اکراد دارای احزاب نظامی و حتی تروریستی هستند برغم اینکه در شهرهایی نظیر مهاباد و آنهم در انتخابات سراسری صندوقهای رای را تحریم کرده اند ولی در انتخابات محلی و خصوصا در شهرهای اورمیه، نقده، سلماس هیچگاه چنین سیاستی پیشه نکرده اند و حضوری تقریبا پررنگ در انتخابات محلی داشته اند که حتی افرادی همچون رمضانزاده، بهاالدین ادب (چند ماه پیش فوت کرد) و دیگر اعضای فراکسیون کرد و جبهه متحد کرد برای ترغیب اقلیت مهاجر کردزبان و فعالان سیاسی ایشان برای انتخاب نماینده کردزبان بارها به غرب آذربایجان آمده اند و از هیچ کوششی فروگذاری نکرده اند حال بماند آن کمکها و فعالیتهای مستقیم یا غیرمستقیم گروهکهای تروریستی پ.ک.ک و پژاک به برخی کاندیداهای کردزبان در شهرهای اورمیه و سلماس.
بعنوان مثال انتخاب خدیجه منصوری کردزبان در انتخابات سال گذشته شورای اسلامی اورمیه که به واسطه حمایت تاسف بار و سئوال برانگیز برخی تورکها و تعدد بسیار زیاد کاندیداهای تورک و قلت کاندیداهای کرد صورت گرفت که نتیجتا رای این کاندیدای کردزبان نیز افزایش یافت و در پی آن تبلیغات گروهکهای تروریستی کردی مبنی بر ادعاهای پوچ کردنشین بودن اکثریت اورمیه و نیز اظهارات اخیر این عضو شورای شهر اورمیه که همانند دلقک سیاسی ادبیات تروریستهای کرد را در دوهفته نامه هاوار- منتسب به محافل دوم خردادی و جبهه متحد کرد - تکرار نمود، همگی زنگهای خطر علنی برای سیاسیون ملی گرا و یا مذهبی مناطق غربی آذربایجان هستند، حال بماند آن نقشه های شومی که افراطیون کردزبان و تروریسم کرد برای آذربایجان و منطقه طراحی کرده اند.
با عنايت به موارد مطروحه، حضور نظام مند در انتخابات 24 اسفند سالجاري ميتواند در جاي خود نقش مهمي در معرفی، تبلیغ و احقاق حقوق ملي و فراموش شده آذربايجان ايفا نمايد، لذا اكنون بايد از لاك خود بيرون آييم و روش احساسي و سياست قهر را حداقل تا زمانيكه قدرتمندتر شويم، كنار بگذاريم و متناسب با روحيه ملتمان و با در نظر داشتن دو عامل مهم "زمان" و "مكان" براي امور جاري برنامه ريزي نماييم.
بنده شخصا به انتخابات بعنوان مبارزه ایی سیاسی و تشکیل لایه ایی جدید در بطن حرکت ملی آذربایجان می نگرم که با تشکیل این لایه حتی در صورت عدم راهیابی به مجلس میتوان جلوی سواستفاده ها را گرفت همچنین شاید لازم باشد که برخی چهرهای ملی یا مردمی و حتی گمنام اما وطن پرست و متعهد به این آب و خاک را وارد صحنه نمود تا حرکتی را آغاز کرده باشیم که در سالیان بعد جواب دهد.
به عنوان سخن پاياني ميتوان گفت كه تا زمانيكه به قدرت سياسي دست پيدا نكرده باشيم مجبور به گذران منفعل امور در برابر قدرتمندان هستيم پس بايد حداقلهاي موجود را تبديل به فرصت نماييم و فرصتهاي موجود را از دست ندهيم تا در آينده مجبور به صرف هزينه هاي بيشتر نباشيم.
منبع: http://chenlibel-sulduz.blogfa.com/post-13.aspx
http://chenlibel-sulduz.blogfa.com